ღღღ.. منشور عشق بازی من..ღღღ

روی زمین سعادتی بالاتر از یک عشق پاک و با دوام متصور نیست

 

 شب عشق است  وهر کس دست یار خویش می بوسد،

غریبم، بی کسم، من دست غم، غم دست من بوسد

ناراحتدل شکسته

 

.

.

عشق تنها دلیل زندگی است قلب

 

  

.

.

 اگه عاشقی

اگه عاشقتن

اگه  کسی رو دوست داری

 اگه کسی دوست داره

و اگه عشقو میشناسی

و

ل

ن

ت

ا

ی

ن

   مبارک 

هوراقلبماچ

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات () |

 

 

این جا سرزمین واژه های وارونه است:

 

جایی که "گنج"،"جنگ"میشود!

 

"درمان" ، "نامرد" و "قهقه"، "هق هق"!

 

اما"دزد"همان"دزد"و"درد"همان "درد"

 

و"گرگ"همان"گرگ"...!

 

...آری سرزمین واژه های وارونه

 

سرزمینی که"من" ،"نم" زده است،

 

"یار"،"رای"عوض کرده است،

 

"راه" گویی "هار" شده

 

و "روز" به "زور" میگذرد...

 

"آشنا" را جزء در "انشا" نمی بینی

 

وچه... "سرد" است این"درس"زندگی!!!

 

اینجاست که"مرگ"برایم "گرم" میشود ...

 

چرا که"درد" همان "درد" است ...

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات () |

 

 

از تنهایی گریزی نیست

بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند..........

نمی خواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور

گردن آدم برفی احساسم بیاندازد........

 

 

 

 

راهش را تقسیم کرد...
رفتنش به من رسید
رسیدنش به دیگری....!

 

 

 

 

هوای زمستان سرد است
و بی تو سرد تر از همیشه است
خوبی کن و برگرد
بی تو در اینجا یخ کرده ام

 

 

 

زمین از آمدنِ برف تازه خشنود است
من از شلوغیِ بسیارِ ردّپا بیزار...

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات () |

 

 

این بود آن دنیایی که برای آمدنش به شکم مادرم لگد میزدم؟

لعنت به من!!!!

ارزشش را نداشت. . . . . ببخش مادر..! 

 

 

 

 

آنقــدر مرا سرد کرد

از خودش .. از عشق ..

کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز می‌‌خوریــد

 

 

 

 

تقصیر تونیست

 مقصر معلم دستور زبان فارسی بود

 که به من نگفت

من" باهر "تویی" "ما" نمیشود

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/۱۱/٤ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط مهسا نظرات () |

Design By : Mihantheme