وقت رفتن همه را می بوسید/به من از دور نگاهش را داد

یادگاری به همه داد و به من/انتظار سر راهش را داد

 

 

 

 

 

 یه پسرایی هستن که . . .

صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه

 شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک

 ابروهاشون فابریک خودشونه

 همونایی که نه لکسوز دارن نه کمـری...

 اما مـرام دارن

 چشمشون همه جا کار نمی کنه و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیست

 پسرایی که موزیکـ های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن ،پُــــز نمیـــــــدن

 پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیست

 آره رفیـق . . .

 اونایی که تکیه کلامشون معرفته

 بی ریا، با خدا، مهـربون و با مسئولیتن

 آدم میتــونه بهشون تکیه کنی

 کنارشـون آرامش داری

 کنـارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیست

 و آدم ها رو مثل هـم نمی بینن

 این جور پسرا خیلی مـردن

 خیلی تکن، خیلی خاصن ...

 خیلی شوخن و جنگولکـ بازی در میـارن

 ولی احساس شون قویه

 آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه . . . 

 

 سلامتیه همه ی پسرای با مرام و با معرفت...

 

 

 

/ 51 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

پنج راه عزیزتر شدن . . . تو که خودت عزیزترینی ، دنبال چی می گردی ؟؟؟[نیشخند][ماچ]

محمد صدیق دیدار احمدی

عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم

محمد صدیق دیدار احمدی

متأســـفم... برای اینکه نگـــفتم: چقـــد وسعت داشت! مهربانـــی قلـــبت.. وقت نشـــد تشـــکرکنم بابت آرامشی ک هنگام حضـــور باتـــو داشتم.. متأسفم ک نگفتم خ دوســـتت دارم.. نمی دانستم جهانـــم چه خالــــــــــــی میشود درنبـــود تـــو!

محمد صدیق دیدار احمدی

کاش دستانم آنقدر بزرگ بود که می توانستم چرخ دنیا را به کامت بچرخانم اما کسی را میشناسم که بر همه چیز تواناست... تو را به او می سپارم.

محمد صدیق دیدار احمدی

كنارت چقدر حال من بهتره از اون حالي كه اين روزا ميشه داشت اگه دنيا هرچي كه داشتم گرفت ولي دست تو توي دستم گذاشت

محمد صدیق دیدار احمدی

قرارمان فصل انگور
شراب ک شدم بیا
توجام بیاور
من جان
جام را خالى از جان کن، هراسى نیست. فقط تو خوش باش همین مراکافیست!!

محمد صدیق دیدار احمدی

روزگارا .. که چنین سخت به من می گیری... باخبرباش که پژمردن من آسان نیست... گرچه دلگیرتر ازدیروزم گرچه فردای غم انگیزمرا می خواند... لیک باوردارم ... دلخوشی ها کم نیست.. زندگی بایدکرد...

محمد صدیق دیدار احمدی

کمک... کمک... به فریادم برسید....! نفسم بند آمده...! نجاتم دهید...! یک "دوستت دارم" درگلویم گیر کرده است

شاینینگ

سلام مهسا جان،آدمو غیرتی میکنی اعتراف کنه.من بعضی وقتها از مطالبت واسه فسی بوکم استفاده می کنم حلال کن.در ضمن وبت خوشکله.الهی باشی و بسیار باشی.........