عادت میکنیم به داشتن چیزی و سپس به نداشتنش!

به بودن کسی و سپس به نبودنش!

تنها عادت میکنیم اما "فراموش" هرگز!

 

 

 

 

 

بغضهای مرطوب مرا باور کن 

این باران نیست  میبارد   

این صدای خسته ی قلب من است                    

که

از چشمان آسمان بیرون میریزد ...!!!

 

 

 

 

 

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن

من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کردم

 

 

 

 

 

 

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sam

از تـنـهـــایـی مـن کـه مـی گـذری گـوشـهـایـت را بـگـیــر و چـشـمـهــایـت رابـبـنـــد ایـنـجــا سـکـــــوت ، آدم را کـــر و بـی هـمــزبـانـی ، آدم را دیــوانـه مـی کـنـــــــد

بهراد...@

سلام ممنونم از حضورت........خوش اومدی....... منم لینکتون کردم........ لطفا" منو با اسم وبلاگم لینک کنین........... ممنونم..........

علیرضا

به فیلم زندگی ام که فکر میکنم به مردن علاقه مند می شوم شاید آن موقع یک بار دیگر دیدمت!!

علیرضا

می گویند موقع مرگ همهء زندگی مثل فیلم از جلوی چشم آدم رد می شود .

علیرضا

حقیقت دارد که من می توانم با شعرهای تو با باران مشاعره کنم و بند نیایم . . .

علیرضا

می‌دانی ؟ تنها دلیل این‌همه دیوانگی‌هایم این‌ست که نمی‌خواهم مدیون و گناهکار روزی کشیده شوم به دادگاه آرزوهایم‌!

فاطمه

سلام ممنون سر زدی لینکت کردم

سايه

زيبا مينويسي اگه مايل باشي تبادل لينك داشته باشيم خبرم كن ممنون[چشمک][گل][گل][گل]