خسته...

دیروز خواندم دوستت دارم عاشق گفته بود دوستم دارد

من که دوستش ندارم چه؟

تقصیر من نیست خوب دوستش ندارم

      چه کار کنم؟ تو بگو

تو بگو که چه بگویم که ترکم کند بدون دل آزردگی

من تو را دوست دارم نه او را

نه اونی که خیلی راحت ابراز احساسات می کند

هر چی هم که بگوید باز می گویم دوستش ندارم

       اما نمی توانم                     

نمی توانم خیلی رک بگویم

خدای من چه کار کنم؟چه بگویم؟

همه توقع دارند دوستشان بدارم

انگار میون دو تا جای سخت گیر کردم 

     که فقط

 روزنه ی نورعشق تو را می بینم

  فقط می توانم بگویم

          به تو

      دوستت دارم

 

 

 

 

گاهی تو …
گاهی یاد تو …
گاهی هم غم تو …

آخر این “تو" کار من راتمام می کند...

 

 

 

 

 

باید خودم را ببرم خانه !
باید ببرم صورتش را بشویم…
ببرم دراز بکشد…
دلداریش بدهم ، که فکر نکند…
بگویم نگران نباش ، میگذرد…
باید خودم را ببرم بخوابد…
“من” خسته است …!

 

/ 45 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفرت از عشق

چشمات ديگه از من خسته و سيره اما هنوز چشماي من اسيره فقط بدون که اين دل شکسته منتظره بگي واست بميره... اپم !!!!!!!!!!! رسیدی بیا....

بهراد...@

از قورباغه ی ته چاه پرسیدند:آسمان چیست؟گفت:دایره ی کوچکی به رنگ آبی....

بهراد...@

ديـــروز ، هميـــن حَـوالـــي زلـــزله اي آمــد... حـالا همـه حـالـَمــ را مي پـُرسند !!! بـي خـبـر از اينـ ـکـه " مــَن" بـه ايـن لـرزيـدنـهـا سالهـاسـتــ کـه عـادتـــ کـَرده امـــ... بـه لـرزشـهاي شـَديدِ شـانه هايـَمــــ و تـَـرَکــ ــهاي عمــيــقِ قــلــبــمـــ... امـّـا هنـوز " خـــوبَـــمـــ!!! ********* **** * سلام دوست خوبم آپم با یه مطلب داغون....با زلزله آپم.... منتظرتم....

ياس

سلام دوستم آپم[گل]

عاشق کوهستان

سلام عزیز خدا کنه همیشه مثل تصاویرتون آروم باشید[گل]

محمد صدیق دیدار احمدی

فرهاد کوه کندن را بیخیال شو.... برگرد بدبخت.... این شبها شیرینت با مجنون هم خانه شده است.....!!!!!

محمد صدیق دیدار احمدی

بغض دارم ... نه ! بغضی داشتم که ترکید.. ... اما هر چقدر گونه هایم را لمس می کنم خبری از تر شدن نیست.. می خواهم چشم هایم را طلاق بدهم اجاقشان کور شده!!

محمد صدیق دیدار احمدی

هیچ وقت " بی خداحافظ " کسی را ترک نکن.. نمی دانی.. چه درد بدی است پیر شدن در خم کوچه های " بی خداحافظ "!!

محمد صدیق دیدار احمدی

بیا بنشینیم و با هم یک فنجان چای بخوریم در آرامشی تصنعی تو دروغ بگو من لبخند می زنم تو فکر کن باور کرده ام من... . . هه...!!! چه حماقت دردناکی !!!

رها

سلام گلم وبت قشنگه به منم سر بزن اگه هم دوست داشتی باعنوان تنهایی.. لینکم کن و بگو با چه اسمی لینکت کنم