تنها...

 

  بالشت خودم را ترجیح میدهم...

چراکه شانه ها ی امروزی...

مثل بالشت های مسافرخانه اند...

خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند...

 

 

 

 

به هیچ کس وهیچ چیز دراین دنیا وابسته نباش...

حتی سایه ات در زمان تاریکی تورا تنهامیگذارد...

 

 

 

حریم من حریم سلطان نیست,حرمسرا داشته باشد...

حریم من حرمت دارد!باید لایق باشی تا دعوت شوی..

 

 

 

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
REZA

می نویسم که تو بخوانى، اما حیف دیگران عاشقانهاى مرا میخوانند و تو°حتى نگاه نمیکنی

امیرحسین

salam dooste khoobam manoonama z hoozret va mazerat babate takhiirammmmmmmmmmmmm.

امپراطور

درد دارد... وقتی با نسیمی برود کسی که بخاطرش به طوفان زده ای!! سلام آپم پاشو بیا... ممنون

مهندس سر ب هوا

به هیچ کس وهیچ چیز دراین دنیا وابسته نباش... حتی سایه ات در زمان تاریکی تورا تنهامیگذارد.....! واقعا منو به فکر فروبرد..![خنثی]. لایک خورد[لبخند][گل] آها تایادم نرفته آهنگ وبلاگتون خیلی قشنگه ممنون.!

هانا

رنجشی نیست…. آدم‌ها همینند…. خوبند ولی‌ فراموش کار می‌آیند….. می‌ مانند…. می روند…….. مثل مسافران کاروان سرا… مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان … کسی‌ برایِ بودن.. نیامده … نمی‌‌آید …!!! [گل]

هانا

خاطره نه سر دارد نه ته…بی هوا می آید تا خفه ات کند میرسد گاهی وسط یک فکر،وسط خیابان،سردت میکند،داغت میکند..رگ خوابت را بلد است،زمینت میزند،خاطره تمام نمیشود…تمامت میکند!

میترا

خیلیییییی زیباااا